الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

174

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

نه ، اينها چكيده كتب آسمانى نيست ، اينها خرافاتى است كه از نسلى به نسل ديگر و از جاهلانى به جاهلان ديگر منتقل شده ، و هيچ مبنا و ماخذ خردپسندى ندارد . چنان كه در ذيل همين آيه سوره زخرف نيز به آن اشاره شده است . در آيه بعد به يكى ديگر از خرافات مشركان عرب مىپردازد ، و آن نسبتى است كه ميان « خدا » و « جن » قائل بودند ! سخن را از صورت « خطاب » در آورده و به صورت « غائب » مطرح مىكند ، گويى آنها چنان بىارزشند كه بيش از اين شايستگى و لياقت رويارويى در سخن را ندارند ، مىفرمايد : « آنها ميان او و جن خويشاوندى و نسبتى قائل شدند » ! ( * ( وَجَعَلُوا بَيْنَه وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً ) * ) . اين چه نسبتى بود كه آنها ميان خداوند و جن قائل بودند ؟ در پاسخ اين سؤال تفسيرهاى مختلفى ذكر شده است . بعضى گفته‌اند : آنها دوگانه پرست بودند و معتقد بودند ( نعوذ باللَّه ) خدا و شيطان برادرند ! خدا خالق نيكىها است و شيطان خالق شرور ! . اين تفسير بعيد به نظر مىرسد ، زيرا دوگانه پرستان يا ثنويين در ميان عرب معروف نبودند ، در مناطقى مثل ايران در عصر ساسانى اين خرافه وجود داشت . بعضى ديگر « جن » و « ملائكه » را به يك معنى دانسته‌اند ، زيرا جن در اصل به معنى موجودى است كه از نظرها پوشيده و پنهان است ، و چون فرشتگان با چشم ديده نمىشوند اين كلمه بر آنها اطلاق شده است ، بنا بر اين مىگويند مراد از نسب همان نسبتى است كه عرب جاهلى براى آنها قائل بود و آنان را دختران خدا مىناميد . اين تفسير نيز مشكل به نظر مىرسد چرا كه ظاهر آيات مورد بحث اين است كه دو مطلب را تعقيب مىكند ، بعلاوه اطلاق واژه جن بر فرشتگان معمول